خب بالاخره ما هم وبلاگ دار شدیم.
برخلاف شایعه های جورو واجور هدف ما از تاسیس وبلاگ فقط و فقط ثبت خاطراته اونم واسه اینکه اگه دو روز دیگه بچه ی زهرا
اومد پیش من گفت :خاله خاله بیا ببین مامانم از دانشگاش چی تعریف می کنه، میگه صبح تا شب درس می خونده همیشه هم شاگرد اول بوده !!!
بنده با سینه ای فراخ و صدایی رسا بگم : خاله جون ننت ... خورد این حرفارو زد بیا بریم خودم بهت نشون بدم مامانت تو دانشگاه چیکاره بوده!!!
.خلاصه اونروز 1 سند محکمی باید باشه که ما بهش استناد کنیم یا نه؟
القصه اینجوریا شد که ما شروع کردیم به زدن وبلاگ.از اونجایی که وبلاگ ما بیشتر خاطرات دانشگاهی رو شامل میشه ( والبته گاهی اطراف دانشگاهی ) قرار شد پست اول یه توضیح وتفسیری از خودمون و دانشگامون باشه تا بعدش ببینیم چی پیش میاد.
و اما بریم سراغ اولین پست دوستان ابدی...
ادامه مطلب